تاریخچه کامل میدان امیر چخماق یزد | از گذشته تا امروز

آشنایی با تاریخچه میدان امیر چخماق

میدان امیر چخماق در قلب شهر تاریخی یزد، به عنوان نگین درخشان این دیار کویری، روایتی زنده از قرن ها تاریخ و فرهنگ ایران زمین را در خود جای داده است. این میدان باشکوه، تنها یک فضای شهری نیست، بلکه آینه ای تمام نما از تحولات، آرزوها و هنر مردم یزد در گذر زمان است. در هر گوشه و کنار این مجموعه، می توان حضور پررنگ تاریخ را لمس کرد و داستان های ناگفته ای را از دل خشت و آجرها شنید.

سفر به دل تاریخ میدان امیر چخماق، فرصتی است تا با بنیان گذاران خردمندش، امیر جلال الدین چخماق و همسر بصیرش فاطمه خاتون، همسفر شد. این مقاله سعی دارد تا گام به گام، لایه های پنهان این بنای سترگ را برملا کند؛ از روزهای نخستین که بذر آبادانی اش در خاک یزد کاشته شد تا فراز و نشیب هایی که در دوران صفوی، قاجار، و پهلوی تجربه کرد و تا دوران معاصر که همچنان به عنوان نمادی زنده، هویت شهر یزد را فریاد می زند. در این مسیر، اجزای ارزشمند این مجموعه همچون تکیه، مسجد، بازار، آرامگاه و آب انبارها، هر یک با حکایتی جداگانه، پیش روی خواننده گشوده خواهند شد تا تصویر کاملی از این میراث ماندگار شکل گیرد.

ریشه ها و بنیان ها؛ تولد میدان در عصر تیموری (قرن نهم هجری)

داستان میدان امیر چخماق از قلب قرن نهم هجری قمری آغاز می شود؛ زمانی که نجوای آبادانی و سازندگی در گوشه و کنار یزد به گوش می رسید. در این دوران، شهر یزد، زیر سایه حکومت تیموریان، در آستانه تحولات عظیمی قرار داشت. امیر جلال الدین چخماق، سرداری باتدبیر و از امرای برجسته شاهرخ تیموری، در سال ۸۳۶ هجری قمری به عنوان حاکم یزد منصوب شد تا رویاهای شکوفایی را در این شهر کویری به حقیقت بپیوندد.

امیر چخماق؛ سرداری از تیموریان و بانی آبادانی

امیر جلال الدین چخماق شامی، مردی بود که دغدغه عمران و آبادانی را در سر می پروراند. او با الگوبرداری از شیوه های حکمرانی شاهرخ تیموری، به محض ورود به یزد، طرح های بلندپروازانه ای را برای رونق اقتصادی و اجتماعی شهر آغاز کرد. نام او، نه تنها به دلیل جایگاه سیاسی اش، بلکه به خاطر آرمان هایش برای شکوفایی یزد، برای همیشه در حافظه تاریخی این دیار حک شد. تصمیم او برای ساخت یک مجموعه عظیم شهری، سرآغاز تولد نمادی شد که امروزه به نام میدان امیر چخماق می شناسیم. این نام گذاری، بیش از یک عنوان، نشان از قدردانی مردمان یزد از بانیان اصلی این میراث ارزشمند است؛ میراثی که با دید بلند او و همسرش شکل گرفت.

فاطمه خاتون (ستی فاطمه)؛ همراهی خردمندانه در ساخت و توسعه

در کنار امیر چخماق، همسری خردمند و نیک اندیش به نام فاطمه خاتون، معروف به ستی فاطمه، حضور داشت که نقش کلیدی و بی بدیلی در طرح ریزی و ساخت مجموعه ایفا کرد. ستی فاطمه، تنها یک همسر نبود؛ او بانویی با بصیرت و اهل تدبیر بود که دوشادوش همسرش، در پروژه های عمرانی مشارکت داشت و حتی دستور ساخت بناهایی چون آرامگاه خود و آب انبارهای مجموعه را صادر کرد. حضور چنین زنان قدرتمندی در پروژه های عظیم عمرانی دوره تیموری، نشان از جایگاه والای آنان در آن روزگار دارد و فاطمه خاتون، نمادی از این قدرت و تدبیر بود. آرامگاه باشکوه او، که امروزه نیز از اجزای مهم مجموعه به شمار می رود، گواه زنده ای از اراده و ارج و منزلت اوست.

چگونگی شکل گیری هسته اولیه مجموعه (۸۴۱ ه.ق)

هسته اولیه مجموعه امیر چخماق، در سال ۸۴۱ هجری قمری، پس از سال ها تلاش و کوشش، به ثمر نشست. هدف از ساخت این مجموعه، تنها ایجاد یک بنا نبود، بلکه امیر چخماق و فاطمه خاتون به دنبال ایجاد مرکزیت جدید شهری، رونق اقتصادی و اجتماعی یزد و فراهم آوردن امکانات رفاهی برای مردم بودند. بناها با ترتیبی هوشمندانه و با برنامه ریزی دقیق، یکی پس از دیگری سر برافراشتند.

در ابتدا، مسجد جامع نو در محلی خارج از بافت اصلی شهر یزد، موسوم به «دهوک سفلی»، بنا شد. این انتخاب مکان، شاید در ابتدا عجیب به نظر می رسید، اما با گسترش تدریجی شهر، این مسجد به قلب تپنده یزد تبدیل شد. پس از مسجد، حمام عمومی، کاروانسرا، تکیه و چندین آب انبار، به تدریج بر این مجموعه افزوده شدند تا مجموعه امیر چخماق با تمام عناصر لازم برای یک مرکز شهری کامل گردد. تصور کنید، در آن روزگار، کاروانسراها میزبان بازرگانان از راه دور بودند، حمام ها محل آسایش مردم، و آب انبارها شریان حیات در این شهر کویری. هر آجری که چیده می شد، داستانی از امید و سازندگی را با خود به همراه داشت و این گونه، میدان امیر چخماق به تدریج از یک طرح بر روی کاغذ، به واقعیتی ملموس و شکوهمند بدل گشت.

میدان در گذر زمان؛ تحولات معماری و کاربری در اعصار مختلف

میدان امیر چخماق، همچون هر موجود زنده ای، در گذر قرون و اعصار، نفس کشید و با هر رویداد تاریخی، ردپایی جدید بر پیکره خود پذیرفت. این میدان، از دوران صفویه تا قاجار، پهلوی و دوران معاصر، شاهد دگرگونی های بسیاری در معماری و کاربری خود بوده است که هر یک از این فصول، بر غنای تاریخی و فرهنگی آن افزوده اند.

دوران صفویه: مرمت و افزوده ها

با آغاز دوران صفویه و استقرار حکومتی قدرتمند، توجه به میراث های فرهنگی و مذهبی افزایش یافت. میدان امیر چخماق نیز از این توجه بی بهره نماند. نام میدان همچنان پابرجا بود و اهمیت خود را به عنوان یک مرکز شهری حفظ کرده بود. در این دوره، به دستور شاه عباس اول، بناهای مجموعه مرمت و بازسازی شدند. می توان تصور کرد که چگونه هنرمندان و معماران صفوی، با روحیه احیاگرانه خود، به این مجموعه جان تازه ای بخشیدند. در این دوران، افزوده هایی نیز به مجموعه راه یافت، از جمله شواهد نشان می دهد که چهارسوقی بر روی کاروانسراهای اولیه بنا شد که به رونق اقتصادی و تجاری میدان بیش از پیش کمک می کرد. این چهارسوق ها، نه تنها فضاهای تجاری بودند، بلکه به دلیل معماری خاص خود، زیبایی میدان را دوچندان می کردند.

دوران قاجار: از مرکزیت اقتصادی به نماد مذهبی

با فرا رسیدن قرن سیزدهم هجری قمری و آغاز دوران قاجار، میدان امیر چخماق شاهد تحولی عمیق در کاربری خود بود. این دوران، نقطه عطفی در تبدیل میدان از یک مرکز عمدتاً اقتصادی به یک نماد برجسته مذهبی و آیینی به شمار می رود. میدان و سردر بازار، به حسینیه ای بزرگ تبدیل شد که می توانست میزبان مراسم عزاداری و تجمع های مذهبی باشد. اگرچه کاربری آن در آن زمان با حسینیه های امروزی کمی متفاوت بود، اما این تغییر، ابعاد جدیدی به هویت میدان بخشید.

در دوره فتحعلی شاه قاجار، حاجی حسین عطار، یکی از خیرین آن زمان، به مرمت مسجد جامع همت گمارد و شبستان هایی جدید به آن افزود تا ظرفیت مسجد برای برگزاری نماز و مراسم مذهبی افزایش یابد. این اقدامات، بعد مذهبی و آیینی میدان را تقویت کرد و در همین دوره بود که مراسم نخل گردانی، با شکلی نزدیک به آنچه امروزه شاهد آن هستیم، اهمیت یافت. نخل باشکوه میدان، گویی قلب تپنده ای برای این آیین های پرشور بود و میدان امیر چخماق، صحنه ای شد برای نمایش ارادت و ایمان مردم.

دوران پهلوی: نوسازی، تخریب و بازتعریف فضا

کاربری های عجیب و اصلاحات اولیه

دوران پهلوی، فصل پرفراز و نشیبی در زندگی میدان امیر چخماق بود. در اوایل این دوره، میدان با یک کاربری عجیب و غریب مواجه شد؛ به محلی برای دفن مردگان تبدیل گشت و آرامگاه های متعددی در آن شکل گرفت. تصور کنید این میدان با شکوه چگونه به مکانی برای خفتگان ابدی تبدیل شده بود. خوشبختانه، دولت وقت پهلوی با درک اهمیت تاریخی و فرهنگی میدان، جلوی این روند را گرفت و با تخریب قبرها، میدان را به کاربری عمومی و اجتماعی اش بازگرداند. این اقدام، به نوعی نجات بخش بود و میدان را از سرنوشتی غم انگیز رهایی بخشید.

طرح های توسعه شهری و تأثیر آن بر میدان

با روی کار آمدن رضاشاه و اجرای پروژه های نوسازی و خیابان کشی در یزد، میدان امیر چخماق بار دیگر دستخوش تغییرات شد. برخی از دیواره های میدان تخریب شد و ابعاد آن کوچک تر گردید. این خیابان کشی ها، اگرچه با هدف توسعه شهری انجام می شد، اما ردپای خود را بر کالبد تاریخی شهر برجای گذاشت. مسجد و فضای مقابل حسینیه با یکدیگر ادغام شدند و سیمای کنونی میدان به تدریج شکل گرفت. از جداره های اصلی مجموعه، تنها جداره جنوب شرقی، که بدنه اصلی تکیه را شامل می شود، به عنوان شاهدی زنده بر این تغییرات باقی ماند. این تغییرات، در عین حال که بخشی از اصالت را دستخوش تغییر کرد، اما میدانی را خلق کرد که امروزه به عنوان یکی از زنده ترین و فعال ترین فضاهای شهری یزد شناخته می شود.

دوران معاصر: ثبت ملی، چالش ها و احیا

در دوران معاصر، میدان امیر چخماق جایگاه ویژه ای در فهرست آثار ملی ایران به دست آورد. تکیه آن در سال ۱۳۳۰ با شماره ۳۸۳ و مسجد در سال ۱۳۴۱ با شماره ۲۴۷ ثبت شد. بعدها، کل مجموعه با شماره ۲۴۱۶ به ثبت ملی رسید که نشان از اهمیت ملی این میراث است. تلاش ها برای ثبت جهانی یزد در فهرست میراث جهانی یونسکو، نقش میدان امیر چخماق را بیش از پیش پررنگ کرد، چرا که این میدان به عنوان یکی از شاخص ترین عناصر بافت تاریخی یزد، از ارکان اصلی این پرونده به شمار می رفت.

اما دوران معاصر نیز بی چالش نبود. در سال ۱۳۹۳، موضوع دفن شهدای گمنام در میدان امیر چخماق، حواشی و بحث های بسیاری را برانگیخت. این اقدام، با مخالفت سازمان میراث فرهنگی مواجه شد که آن را خلاف موازین قانونی و به ضرر پرونده ثبت جهانی یزد می دانست. هرچند با وجود این نگرانی ها، شهر جهانی یزد سرانجام در سال ۱۳۹۶ در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.

در سال های اخیر، اقدامات احیاگرانه مهمی برای نمایان ساختن مجدد شکوه این مجموعه صورت گرفته است. در خرداد ماه ۱۳۹۹، با همت شهرداری و شورای شهر یزد، املاک مجاور آرامگاه ستی فاطمه خریداری و تخریب شد تا گنبد بی نظیر و منحصر به فرد آرامگاه، پس از سال ها پنهان ماندن، بار دیگر از داخل میدان امیر چخماق نمایان شود. این اقدام نه تنها به زیبایی میدان افزود، بلکه فرصتی برای مرمت گنبد خیاره ای آرامگاه فراهم آورد و زندگی تازه ای به این بخش تاریخی از مجموعه بخشید. می توان تصور کرد که چگونه این گنبد سبز و باشکوه، بار دیگر در پس زمینه آسمان آبی یزد، به رقص درآمده و چشم نواز هر بیننده ای است.

روایت تاریخی اجزای مجموعه؛ گنجینه هایی درون یک گنجینه

میدان امیر چخماق، تنها یک فضای باز نیست؛ مجموعه ای است از بناهای تاریخی که هر یک به تنهایی گنجینه ای از هنر، معماری و تاریخ را در خود جای داده اند. گویی هر بخش از این مجموعه، فصلی از یک کتاب کهن را روایت می کند و در کنار هم، داستانی شگفت انگیز از هویت یزد را می آفرینند. برای درک عمیق تر روح این میدان، باید به تک تک اجزای آن نگاهی دقیق تر داشت.

تاریخچه تکیه امیر چخماق

تکیه امیر چخماق، با معماری پلکانی و غرفه های سه طبقه اش، یکی از برجسته ترین و دیدنی ترین بخش های این مجموعه به شمار می رود. این بنا که در شرق میدان واقع شده، از همان ابتدا، در کنار کاربری اقتصادی، به عنوان محلی برای برگزاری مراسم مذهبی و آیینی، به ویژه تعزیه خوانی، استفاده می شده است. قدمت این تکیه به دوران تیموری بازمی گردد و در سال ۱۳۳۰ هجری شمسی به شماره ۳۸۳ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

معماری تکیه، با سه طبقه غرفه های آجری که به صورت پلکانی روی هم قرار گرفته اند، جلوه ای بی نظیر دارد. بخش میانی غرفه ها، که به «شاه نشین» معروف است، ارتفاع بیشتری دارد و با تزیینات و کاشی کاری های زیبا، جایگاهی برای بزرگان و مقامات بوده تا از آنجا نظاره گر مراسم باشند. غرفه های طرفین نیز به بانوان و افراد عادی اختصاص داشت. در دوران پهلوی، خیابان کشی های یزد باعث تخریب بخش هایی از جداره های بازار شد، اما جداره اصلی تکیه به شکلی مقاوم برجای ماند و امروز نیز به عنوان شاهدی زنده بر تغییرات، خودنمایی می کند. مناره های سر به فلک کشیده تکیه، با نوای دل انگیز اذان، فضای معنوی میدان را تکمیل می کنند. کتیبه های قدیمی و معماری منحصر به فرد این تکیه، هر بیننده ای را به تأمل در گذشته دعوت می کند.

تاریخچه مسجد امیر چخماق (مسجد جامع نو یا دهوک)

مسجد امیر چخماق، که گاهی با نام های مسجد جامع نو یا مسجد دهوک نیز شناخته می شود، یکی از مهم ترین بناهای مذهبی یزد و دومین مسجد مهم شهر از نظر وسعت و زیبایی، پس از مسجد جامع کبیر یزد است. این مسجد باشکوه به همت امیر جلال الدین چخماق و همسرش ستی فاطمه، در سال ۸۴۱ هجری قمری و در مدت دو سال احداث شد. این مسجد نیز در سال ۱۳۴۱ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

معماری مسجد، با گنبد سبز و زیبایش که با کاشی کاری های معرق مزین شده و طاق های مقرنس دلربا، هر بیننده ای را مسحور خود می کند. ورودی های شرقی و شمالی مسجد، به فضاهای داخلی راه پیدا می کنند. در کریاس (فضای ورودی) مسجد، سنگ نوشته ای به خط نسخ حاوی یک وقف نامه وجود دارد که گواه تاریخ طولانی آن است. شبکه های ظریف کاشی معرق در پنجره های راهروی شمالی، جلوه ای خاص به مسجد بخشیده اند. مسجد دارای شبستان های تابستانی و زمستانی است؛ شبستان تابستانی با بادگیرهای خنک کننده اش در هوای گرم کویر، و شبستان زمستانی با سنگ های مرمرین که نور خورشید را منعکس کرده و فضا را گرم می کردند. کتیبه های کوفی بنایی بر روی کمربند گنبد و اطراف آن، با عباراتی چون «السلطان ضل الله» و «ولی الله التوفیق»، زیبایی و معنویت مسجد را تکمیل می کنند. یکی از نکات قابل توجه درباره این مسجد، بی مناره بودن آن است که روایت های مختلفی از جمله احترام به بانی زن (ستی فاطمه) یا نمادی برای اتحاد شیعه و سنی، برای آن ذکر شده است. این مسجد بی مناره، گویی با سکوت خود، هزاران داستان از تاریخ و ایمان را بازگو می کند.

تاریخچه بازار حاجی قنبر

بازار حاجی قنبر، با قدمتی از قرن نهم هجری، رگ حیاتی مجموعه امیر چخماق و یکی از قدیمی ترین بازارهای سرپوشیده یزد است. این بازار به دستور نظام الدین حاجی قنبر جهان شاهی، حاکم یزد در زمان امیر چخماق، ساخته شد و از همان ابتدا نقش مهمی در رونق اقتصادی و تجاری شهر ایفا می کرد. می توان تصور کرد که در گذشته، چگونه صدای چکش مسگرها، بوی ادویه ها و هیاهوی بازرگانان در این بازار می پیچیده است.

در دوران پهلوی و به دلیل خیابان کشی ها، بخشی از بازار تخریب شد و به دو قسمت تقسیم گردید که قسمت شمالی آن به «قیصریه» معروف است. امروزه نیز قیصریه رونق بیشتری دارد و انواع پارچه، شیرینی های سنتی یزد، طلا و فرش در آن به فروش می رسد. معماری باشکوه، کاشی کاری های زیبا و قدمت بیش از ۵۰۰ ساله بازار حاجی قنبر، آن را به یکی از جذاب ترین بخش های مجموعه امیر چخماق تبدیل کرده است؛ جایی که هنوز هم می توان نبض زندگی سنتی یزد را در آن حس کرد و با قدم زدن در دالان هایش، به سفری در زمان رفت.

تاریخچه آرامگاه ستی فاطمه

در ضلع شمالی میدان امیر چخماق و در کوچه ای آرام، آرامگاه ستی فاطمه قرار گرفته است؛ بنایی که خود ستی فاطمه، همسر خردمند امیر چخماق، دستور ساخت آن را برای محل دفن خود صادر کرد. این آرامگاه، گواهی بر جایگاه و نفوذ این بانوی بزرگوار در قرن نهم هجری است. ستی فاطمه، بانویی نیکوکار و بافکر بود که زندگی خود را صرف آبادانی یزد و ساخت بناهای عام المنفعه کرد.

آرامگاه، از اتاقی گنبددار تشکیل شده که با کاشی های سبز رنگ و کاشی کاری های معرق در مقرنس های داخلی، تزیین شده است. پوشش داخلی آن از گچ است و قبر ستی فاطمه، که دو طبقه و از جنس سنگ مرمر است، در مرکز بقعه قرار دارد. بر روی سنگ قبر، نقش یک سرو دیده می شود که نمادی از معاد و زندگی پس از مرگ است. اما آنچه این آرامگاه را منحصر به فرد می سازد، گنبد خیاره ای و بی نظیر آن است. این نوع گنبد، تنها نمونه موجود در ایران متعلق به دوره تیموری است که شبیه آن را فقط در هرات افغانستان و در گنبد گوهرشاد می توان یافت. گنبد گِلی و کاشی های خیاره ای شکل آن، سبک معماری بناهای تیموری در آسیای مرکزی را به یزد آورده است.

برای سال ها، بناهای اطراف آرامگاه، گنبد باشکوه آن را از دید پنهان کرده بودند، اما در سال ۱۳۹۹، با اقدامات شهرداری و میراث فرهنگی یزد، این املاک خریداری و تخریب شدند تا گنبد ستی فاطمه بار دیگر از داخل میدان امیر چخماق قابل مشاهده باشد. این بازنمایی، نه تنها به نمای بصری میدان جلوه ای دوباره بخشید، بلکه فرصتی برای مرمت و احیای این شاهکار معماری فراهم آورد تا گنبد خیاره ای، این میراث زنده از عصر تیموری، با شکوهی دوباره در آسمان یزد بدرخشد.

تاریخچه نخل امیر چخماق

در شرق میدان امیر چخماق، سازه ای عظیم و باشکوه خودنمایی می کند که گویی سروی کهن، ریشه در خاک تاریخ یزد دوانده است: «نخل حیدری ها». این نخل، تنها یک سازه چوبی نیست، بلکه نمادی عمیق از آیین های عزاداری شیعیان و نماد آزادگی است که در مراسم نخل گردانی ماه محرم، جان می گیرد. قدمت این نخل چوبی غول پیکر به حدود سال ۱۲۲۹ هجری قمری (۱۱۹۳ هجری شمسی) و دوران صفویه بازمی گردد و به همین دلیل، برخی آن را قدیمی ترین نخل یزد می دانند.

نخل امیر چخماق، با ارتفاعی حدود ۸.۵ متر، از مجموعه ای مشبک از گره چینی ها و تیرهای بزرگ تشکیل شده است. شکل کلی آن یادآور درخت سرو است؛ درختی که در فرهنگ ایرانی نماد آزادگی، جاودانگی و پایداری است. در ایام محرم، این نخل با پارچه های سیاه، آیینه، خنجر و سایر نمادهای عاشورایی تزیین می شود و توسط ده ها نفر از عزاداران به حرکت درمی آید. مراسم نخل گردانی در میدان امیر چخماق، یکی از پرشورترین و باشکوه ترین آیین های مذهبی یزد است که هر سال هزاران گردشگر داخلی و خارجی را به تماشای خود می کشاند. نخل، گویی قلب تپنده میدان در روزهای عزاست و حضور آن، ارتباطی زنده میان گذشته و حال برقرار می کند.

تاریخچه آب انبارهای مجموعه

یزد، شهری در دل کویر، از دیرباز با کمبود آب دست و پنجه نرم می کرده است. از این رو، آب انبارها، شریان های حیاتی این شهر کویری به شمار می رفتند و در مجموعه امیر چخماق نیز، سه آب انبار مهم وجود داشته است. متأسفانه، آب انبار اصلی میدان، که در ضلع جنوبی آن قرار داشت، در زمان احداث خیابان ها تخریب شد و از بین رفت، اما دو آب انبار دیگر، همچنان پابرجا هستند و هر یک داستانی شنیدنی دارند.

آب انبار ستی فاطمه (پنج بادگیری)

در ضلع شمالی میدان و جنب بازارچه حاجی قنبر، آب انبار ستی فاطمه خودنمایی می کند. این آب انبار به دستور ستی فاطمه، بانوی نیکوکار و همسر امیر چخماق، برای تأمین آب مردم بنا شد. این بنا، با گنبدی تخم مرغی شکل، سردری آجری و زیبا و به ویژه پنج بادگیر بلند هشت وجهی خود، از معدود آب انبارهای پنج بادگیری یزد به شمار می رود. بادگیرها، با ظرافتی خاص، هوای خنک را به مخزن آب هدایت می کردند و باعث نگهداری آب شیرین و خنک در دل کویر می شدند. پس از فراگیر شدن سیستم لوله کشی آب در یزد، آب انبار ستی فاطمه کاربری اولیه خود را از دست داد و در سال ۱۳۸۰ به همت پهلوان علی درهمی، به زورخانه ای به نام «زورخانه صاحب الزمان» تبدیل شد. امروزه، این زورخانه، بزرگترین زورخانه یزد است و گردشگران می توانند در سانس های خاص، به تماشای ورزش های باستانی ایران بپردازند و حسی از سنت و قدرت را تجربه کنند.

آب انبار تکیه امیر چخماق (حاجی قنبر)

آب انبار تکیه امیر چخماق، که با نام آب انبار حاجی قنبر نیز شناخته می شود، در فاصله بین تکیه و بازار حاجی قنبر قرار دارد. این آب انبار نیز به دستور نظام الدین حاجی قنبر جهان شاهی، در زمان امیر چخماق، برای استفاده عموم مردم ساخته شد. خزینه این آب انبار، قطری حدود ۹ متر دارد و در عمق ۱۴ متری زمین حفر شده است. ۵۰ پله، بازدیدکنندگان را به محل برداشت آب می رساند و چهار بادگیر چهاروجهی، تهویه هوای آن را بر عهده دارند.

این آب انبار دارای ویژگی های ساختاری منحصر به فردی است که آن را از سایر آب انبارهای یزد متمایز می کند:

  • آب و تهویه هوا به طور کامل در داخل زمین قرار دارد.
  • بادگیرها در بدنه دیوار بازارچه حاجی قنبر بنا شده اند و ساختاری کاملاً متفاوت نسبت به سایر بادگیرهای شهر یزد دارند.
  • برخلاف اکثر آب انبارها که پلکان عمودی به وسط مخزن متصل می شود، در این آب انبار، پلکان و خزینه در کنار یکدیگر ساخته شده اند. این شیوه ساخت، برای حفظ استحکام مناره ها و جلوگیری از تخریب آنها اتخاذ شده است.

تا حدود ۴۰ سال پیش، این آب انبار مورد استفاده قرار می گرفت و امروزه، بخش هایی از آن به موزه ای کوچک تبدیل شده که وسایل قدیمی مرتبط با آب و زندگی مردم در دوران گذشته را به نمایش می گذارد. بازدید از این موزه، فرصتی است تا با دشواری های تأمین آب در یزد کویری و مهارت های گذشتگان در مواجهه با آن، آشنا شد.

میدان امیر چخماق، نه تنها یک بنای تاریخی، بلکه آینه ای تمام نما از روحیه سخت کوشی، تدبیر و ایمان مردم کویرنشین یزد است که در هر خشت و آجر آن، داستانی از بقا و بالندگی نهفته است.

نتیجه گیری: میدان امیر چخماق؛ میراثی زنده از تاریخ و فرهنگ یزد

در پس گام هایی که در این مقاله، در گذر زمان و در میان اجزای میدان امیر چخماق برداشتیم، می توان دریافت که این مجموعه، فراتر از یک بنای سنگی و آجری است. میدان امیر چخماق، قلب تپنده تاریخ و فرهنگ یزد است؛ روایتی زنده از قرن ها تلاش، تدبیر و هنرنمایی مردمان این دیار کویری. از لحظه بنیان گذاری اش توسط امیر جلال الدین چخماق و ستی فاطمه در عصر تیموری، تا تحولات عمیق در دوران صفویه و قاجار، و دگرگونی های ساختاری در دوران پهلوی و احیای مجدد در دوران معاصر، این میدان همواره در کنار مردم یزد، نفس کشیده و شاهد هزاران داستان و رویداد بوده است.

این میدان، با تکیه باشکوه اش که میزبان شورآفرین ترین آیین هاست، با مسجد آرامش بخش اش که نوای عبادت از گنبد سبز آن طنین انداز است، با بازار پررونقش که نبض زندگی اقتصادی را می نمایاند، با آرامگاه ستی فاطمه و گنبد خیاره ای منحصر به فردش که شکوه هنر تیموری را به نمایش می گذارد، با نخل کهن و باعظمتش که نماد آزادگی و ایمان است، و با آب انبارهایش که حکایت از تدبیر و زندگی در دل کویر دارند، هر یک فصلی از کتاب پرافتخار یزد را روایت می کنند.

میدان امیر چخماق، تنها مجموعه ای از بناهای تاریخی نیست؛ این میدان، یک میراث زنده، پویا و نفس کش است که هویت و روح یزد را در خود جای داده. درک عمیق تر از هر جزء آن، به ما کمک می کند تا نه تنها با معماری و هنر گذشتگان آشنا شویم، بلکه با روح زندگی و فلسفه بقا در یکی از زیباترین شهرهای کویری جهان نیز ارتباط برقرار کنیم. این مقاله تلاشی بود تا شما را با این گنجینه بی بدیل همراه کند و دعوتتان کند تا با نگاهی عمیق تر و حسی از همراهی با گذشته، به دیدار این نماد ماندگار شهر یزد بروید و داستان های ناگفته اش را با جان و دل بشنوید.

سفر به میدان امیر چخماق، سفری است به عمق زمان، جایی که هر خشت آن، آغشته به خاطرات، آرزوها و زندگی های جاری است که در این دیار کویری به شکلی اعجاب انگیز ریشه دوانده اند.

هنگامی که در این میدان قدم می زنید، اجازه دهید نسیم تاریخ، گوشه های ذهن شما را نوازش دهد و تصویر گذشته را در برابر دیدگانتان زنده کند. اینجاست که حس می کنید زمان از حرکت بازمی ایستد و شما جزئی از روایت بی انتهای این مکان مقدس می شوید. در هر گوشه این میدان می توان نشانه های زندگی را از گذشته تا به امروز دید؛ از هیاهوی بازار تا آرامش مسجد، از شکوه تکیه تا رمز و راز آرامگاه. میدان امیر چخماق، نه فقط یک جاذبه گردشگری، بلکه یک تجربه زیستن در دل تاریخ است.

همین امروز برنامه ریزی کنید تا این میراث بی مانند را از نزدیک لمس کرده و با نگاهی فراتر از ظاهر، به عمق جان آن نفوذ کنید. هر بازدیدکننده، فصلی جدید به روایت این میدان اضافه می کند و این چرخه بی پایان داستان سرایی، همچنان ادامه خواهد داشت.