بین الملل

مروری بر آشکارسازی مناسبات امارات با رژیم صهیونیستی

این اقدام به معنای پذیرش اشغال فلسطین از سوی کشورهای مسلمان و عربی و دادن امتیاز به رژیم صهیونیستی برای فتح سرزمین های فلسطین و تغییر جمعیت به نفع مردم یهود است.
آغاز دور دوم ریاست جمهوری نتانیاهو در سال 2009 با تلاش های اسرائیل برای ایجاد روابط نزدیک تر با پادشاهی های محافظه کار خلیج فارس، از جمله امارات، همزمان شد و نقطه عطفی در دیدار نتانیاهو از سلطان قابوس در عمان بود. دومین اتفاق مهم در روند افشای روابط امارات با رژیم صهیونیستی، دعوت ابوظبی برای شرکت در نمایشگاه «اکسپو 2020» بود و قرار شد بنیامین نتانیاهو در این نمایشگاه حضور یابد.

جدیت عادی سازی روابط امارات و رژیم صهیونیستی با مخالفت عمده مسلمانان و اعراب و موافقت برخی کشورهای عربی مواجه شد. در همان زمان، تشکیلات خودگردان فلسطین این توافق را در «شرایط احتمالی» محکوم کرد و آن را «نقض حقوق» و «خیانت» به مردم فلسطین خواند.
زمان بندی توافق عاملی کلیدی در اهمیت عادی سازی روابط امارات با اسرائیل است. پیش از امارات، مصر در سال 1978 با امضای پیمان کمپ دیوید با رژیم صهیونیستی سازش کرده بود. اما در زمانی که مصر در موقعیت ضعیفی قرار داشت، کمپ دیوید معاهداتی را امضا کرد و کشورهای عربی در چهار جنگ متوالی به رژیم اشغالگر شکست خوردند. اما در شرایطی که رژیم رو به زوال و در محاصره مقاومت قرار دارد، امارات با رژیم صهیونیستی معاهده صلح امضا کرد. در جریان پیمان ابوظبی و تل آویو، رژیم صهیونیستی در نهایت با وجود برگزاری انتخابات داخلی با ایجاد کابینه ائتلافی ضعیف موافقت کرد. ناتوانی کابینه نتانیاهو در مقابله با شیوع ویروس کرونا و اعتراضات مناطق اشغالی نیز مقصر شناخته شده است. باز هم مایه تاسف است که توافقنامه روز عمومی 13 آگوست در روز «مقاومت اسلامی» یا روز شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه لبنان در سال 2006 منعقد شد. بنابراین می توان گفت که اعلام معاهده رسمی امارات با رژیم صهیونیستی در 13 آگوست عمدی و با برنامه ریزی قبلی صورت گرفته است.

خبر مرتبط:  معاون نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی ایلام معرفی شد

هدف اصلی و راهبردی این معاهده کاهش اهمیت مسئله فلسطین از یک مشکل بزرگ در جهان اسلام به یک مشکل کوچکتر است. هدف، دستور کار دولت آمریکا از سوی رئیس جمهور آمریکا، به ویژه در دوره ترامپ و مقدمه اجرای طرح معاهده صد ساله بود. البته دیدگاه مشترک ابوظبی و تل آویو در مورد تجاوزات ائتلاف سعودی به یمن را باید انگیزه ای برای نزدیک شدن آنها دانست.

در رابطه با عادی سازی روابط کشورهای مرتجع عربی با رژیم صهیونیستی از جمله امارات باید عوامل متعددی را در نظر گرفت.
1- در نتیجه این اقدام خائنانه در ابوظبی، هر چقدر پای اسرائیل در خلیج فارس باز شود، قطعاً امنیت منطقه کمرنگ خواهد شد. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس باید توجه داشت که صهیونیست ها هرگز در راستای منافع ملی کشورهای مسلمان و عربی کار نمی کنند و ماهیت صهیونیسم مقابله با جهان اسلام است. در اصل این نگرانی وجود دارد که امنیت رژیم صهیونیستی با کشورهای منطقه در تضاد باشد و از این نظر عادی سازی روابط منجر به اختلاف و تنش بین کشورهای منطقه می شود. 2. گشایش اسرائیل در کشورهای حاشیه خلیج فارس و اطراف ایران را نباید با حضور محور مقاومت در کنار سرزمین های اشغالی یکی دانست، زیرا نیروهای مقاومت فلسطین، حزب الله و سایر نیروهای محور رژیم صهیونیستی را محاصره کرده و در محاصره کامل قرار دارند. سوریه. حضور این رژیم در کشورهای حاشیه خلیج فارس به عنوان تلاشی برای مسدود کردن امنیت ایران یا تغییر موازنه امنیتی آن تلقی نمی شود. محور مقاومت، سیل قانونی است که اقدامات متقابلی را برای حفظ امنیت منطقه در برابر حملات رژیم صهیونیستی در دستور کار قرار داده است. با توجه به این واقعیت، برخی دیگر از کشورها به‌ویژه عربستان سعودی با وجود فشارهای آمریکا برای برقراری روابط با اسرائیل، نسبت به برخی پیامدهای سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی این اقدام ابراز نگرانی کرده‌اند. شاید به همین دلیل است که ملک سلمان، پادشاه عربستان سعودی بارها گفته است که بدون یک کشور مستقل فلسطینی، عادی سازی روابط با اسرائیل ممکن نخواهد بود.

خبر مرتبط:  جبران باسیل: مولفه‌های تشکیل دولت لبنان فراهم است

2- یکی از اهداف اصلی رژیم صهیونیستی برای تقویت روابط با امارات، تلاش برای تشکیل ائتلاف بین شورای همکاری و اسرائیل علیه ایران است. این هدف سال هاست که رژیم صهیونیستی و سران آمریکا متوجه حاکمان عربستان سعودی و امارات متحده عربی شده است و آمریکا قصد دارد با ایجاد یک ائتلاف عبری-عربی کنترل ایران در غرب آسیا را به دست گیرد. . . تهدید قدرت ارضی ایران برای امنیت کشورهای خلیج فارس، آمریکا را قادر ساخته است که به کشورهای مرتجع عربی سلاح بفروشد و پول نفت آنها را غارت کند. البته امارات بازیگر اصلی تحولات منطقه ای و بین المللی نیست و با توجه به دخالت عربستان و امارات در یمن، ایده تشکیل ائتلاف ضد ایرانی متشکل از کشورهای دارای سیاست فرامرزی دور از ذهن است. اختلاف نظری و اقتصادی در روابط آنها.

3. تلاش امارات متحده عربی برای جذب سرمایه‌گذاری‌های کلان یهودی بخشی از گرایش اقتصاددانان امارات و صهیونیست‌ها برای دادن چنین اطمینان‌هایی است که ابوظبی را به سمت یک محیط سیاسی سوق می‌دهند. عربستان سعودی سعی کرد تاجران یهودی و صاحبان شرکت ها و بانک های بزرگ آمریکایی و آمریکایی را از طریق اجلاس صحرای داووس جذب کند، اما بی نتیجه بود. امارات که از زمان عربستان سعودی با بهره و پیروزی کمتر بیشترین هزینه ها و تلفات مالی را در جنگ یمن داشته است، امیدی به جذب یهودیان صهیونیسم ندارد.

4- مانع عمده و جدی برای عادی سازی روابط کشورهای مرتجع عربی با اسرائیل، مخالفت افکار عمومی در جهان اسلام است. قدرت این اپوزیسیون به حدی است که حتی امروز هم مقامات اماراتی نسبت به این امر محتاط هستند، زیرا باید در برابر مردم خود و جهان اسلام پاسخگو باشند، زیرا خشم مردم می تواند آسیب جدی به امارات وارد کند و حتی باعث هرج و مرج در این کشور شود. این کشور. این فشار و مخالفت حداکثری در آینده از تعمیم روابطی که منجر به نتایج مطلوب حاکمان عرب و صهیونیست ها می شود جلوگیری می کند و در عین حال محور مقاومت را بیش از پیش تقویت و تقویت می کند.

خبر مرتبط:  جزییات زندگی لاکچری فرزندان رهبران کرملین در غرب 

5. موضع ایران در این زمینه کاملاً روشن است و رژیم صهیونیستی را محور شرارت و عامل اصلی ناامنی در منطقه می داند. بدیهی است در صورت وقوع چنین اتفاقی مسئولان کشور اقدامات لازم را برای توبه دشمنان خود انجام خواهند داد.