سرداران خط شکن؛ “آقا مهدی” فرمانده دلها بود

مجله سلامتی ایران / قم گزیده هایی از شهید جین الدین ایچ: آیا اولین شرط لازم برای حمایت از اسلام ، ایمان به امام حسین (ع) است. هیچ کس نمی تواند بدون ایمان و اطمینان از اباعبدالله الحسین (ع) در اسلام دفاع کند.

مهدین الدین در سال 1338 در تهران متولد شد. پدر مهدین الدین صاحب یک کتابفروشی بود و او بیشتر اوقات فراغت خود را با فروش کتاب و کار در یک کتابفروشی در نوجوانی سپری می کرد.
وی در دوران دبیرستان ، دیدگاههای سیاسی پیدا کرد و با سید اسدالله مدنی ارتباط نزدیک داشت. در این دوره ، آیین الدین و خانواده اش در خرم آباد زندگی می کردند ، جایی که وی به دلیل فعالیت های سیاسی پدرش به ساخج تبعید شد و فعالیت های سیاسی در این شهر نیز او را مجبور به ترک تحصیلات دبیرستان کرد. وی پس از اخراج از دبیرستان ، رشته خود را از ریاضی به علوم عملی تغییر داد و دیپلم عملی گرفت.
وی در سال 1977 در کنکور سراسری دانشگاه ها شرکت کرد و موفق به کسب رتبه چهارم دانشگاه شیراز شد ، اما همزمان با پذیرش در دانشگاه ، پدر وی مجدداً از خرم آباد به ساخج تبعید شد و این منجر به اینین الدین شد.
اندکی بعد پدرش از سقز به اگلید تبعید شد و در این صورت خانواده وی از خرم آباد به کوم مهاجرت کردند و وی به همراه خانواده به کوم نقل مکان کرد.
پس از انقلاب 1957 ، مهدی الدین به واحد اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و در سرکوب مخالفت جمهوری اسلامی در شهرهای تبریز و کوم نقش داشت.

با شروع جنگ ایران و عراق ، وی و گروه 100 نفری با آموزش اندك به جبهه رفتند. اندکی پس از آن ، وی به عنوان رئیس واحد نظارت و بعداً رئیس واحد اطلاعات و عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دزفول و سوسنگرد شد و اندکی پس از آن به فرماندهی تیپ علی بن ابیطالب منصوب شد.

خبر مرتبط:  روند افزایش دمای خوزستان از امروز

در 18 نوامبر 1984 ، اینین الدین و برادرش از کرمانشاه به سردشت سفر کردند و هنگام درگیری با گروه های مسلح جدایی طلب ، منطقه را کاوش کردند و باعث مرگ وی شدند. پیکر وی در قطعه 5 گلزار شهدای کم به خاک سپرده شد.

گزیده هایی از زندگی نامه همسفر شهیدم جین الدین
شهید آیه الدین علاقه خاصی به بسیجیان داشت و شوخی های او با آنها از این عشق حاصل شد.
او به بچه های خوشبخت و خوب تغذیه می گفت: “برنج بخورید.”

یک روز در مقر ارتش ، بچه ها همه غذا می خوردند. این یکی از این ترفندها است. آقای مهدی با بچه ها هماهنگ شد تا مجلس را با یک شوخی جالب توجه غنی کنند. وقتی غذا رسید همه منتظر خوردن آقای پلخور بودند. به محض اینکه او بیرون آمد و لقمه را بالا آورد ، همه بچه ها فریاد می زدند: “یا … علی!”

یک بنده خدا ، کاملاً متعجب و خجالت زده ، آناییچ دلش برای مورسل تنگ شد. با تعجب به خودش خندید!
هندوانه و فلفل
هر وقت آقا مهدی به صف مضحکی می افتاد ، هیچکس جلوی او نبود.

او یک بار هندوانه را تکه تکه کرد و روی آن فلفل پاشید و سپس به یکی از بچه ها تبریک گفت. او آن را برداشت و شروع به خوردن كرد.
آقای مهدی هم وقتی دهانش سوخت خندید. سپس رو به او کرد و گفت: “برادر! شیرین بود؟! “
[۱۰:۳۰, ۱۳۹۹/۷/۲] غلامان مجله سلامتی ایران: در ادامه ما به طور جمعی به بررسی چگونگی فداکاری های این شهدای گرانقدر می پردازیم.

خبر مرتبط:  مصالح بومی استانداردسازی می‌شود - مجله سلامتی ایران

نام خدا
اولین شرط لازم برای حمایت از اسلام ، ایمان به امام حسین (ع) است. هیچ کس بدون ایمان و اطمینان در اباعبدالله الحسین (ع) نمی تواند از اسلام دفاع کند. اگر امروز در جبهه های جنگ هستیم و مدافع انقلاب خود هستیم و امروز پاسدار خون شهدا و خواست خدا هستیم ، شما رزمندگان و ملت ایران اسلام را در جهان و عشق ، علاقه و عشق به امام خمینی (ره) پیاده خواهید کرد .
من از شما “جنگجویان” می خواهم که به وظیفه خود عمل کرده و در صلح زندگی کنند.
در غیاب کبری ، شخصی “منتظر” خوانده می شود و شخصی منتظر ، منتظر شهادت ، منتظر آمدن امام زمان (مانند). خداوند امروز از ما تلاش ، عزم و شهادت می خواهد.
در این قدرت اراده ، من فقط مقدار بدهی ها و اعتباراتی را که بازمانده باید در مورد آنها تصمیم بگیرد و آنها را همراه با سایر امور مذهبی پیگیری کند ، یادداشت می کنم.
1- مسائل شرعی:
الف) دعا: فکر نمی کنم من e باشم. اما گاهی ممکن است قبلاً آن را به درستی نخوانده باشم ، بنابراین یک سال نماز لازم است.
ب) روزه: من توانستم 190 روز دام را قرض بگیرم.
ج) خمس: دفتر آیت الله پسندیده سی و پنج هزار واقعی است.
د) حق الناس: وای بر آتش جهنم و دنیای تطهیر ، خدا دنیای بصیرت است.
2- اشیا
A: وام ها:
1- مبلغ شش هزار تومان ، معادل شصت هزار ریال ، من مدیون برنامه ریزی و عملیات دفتر مرکزی هستیم ، البته قبض دو لک واقعی است اما از این مبلغ ، شصت هزار ریال بدهی من است.
2- یک میلیون ریال از ستاد منطقه 1 وام گرفته ام که باید ماهانه بیش از یک هزار ریال پرداخت کنم.
3- من به شري مههاجر (ستاد لشگر) پنج هزار رئال پول نقد بدهكارم و توسط دار پرداخت شده است.
ب – وام:
1- مبلغ رهن هفتاد و پنج هزار ریال که برای یک خانه مسکونی به آقای رحمانی توفیکی دادم و بدهکار هستم. من این خانه را یک سال اجاره کردم. به گفته رحمان توفیکی ، ما در طبقه بالا زندگی می کردیم و رحمان در طبقه پایین زندگی می کردیم و ظاهراً شهید حسن باقری از طریق آقای استادان ، شخصی به نام موزدی (صاحب اصلی خانه) خانه را اجاره کرده است ، اما وی مدت یک سال است که مبلغ فوق را پس نداده است.
2- پدر من مقداری پول داشت که من نمی دانستم (یادم نیست) و اگر آن را برای وام به پدرم می دادم ، باز هم مقداری پول. پدر ما خانه ای برای زندگی برای ما خریده است ، اما خانه متعلق به پدر من است و من فقط یك لك تومان از وام مذكور در بند 2 بدهكارم. من برای خانه ای که پدرم خریده بود و در زمان مرگ من و فروش خانه در دسترس بود ، نهصد و سی هزار تومان پرداخت کردم. بقیه اعتبار به سپاه برمی گردد و من اعتبار خود را از پدرم به همسر و فرزندم می دهم و بقیه پول به طور طبیعی به پدرم می رسد. من به چیز دیگری فکر نمی کنم ، و اگر کسی آمد ، مانند عقاید من رفتار کند.

خبر مرتبط:  هیچ واحد صنعتی به دلیل کمبود مواد اولیه نباید تعطیل شود

انتهای پیام