زندگی و مرگ هرمان هسه

“وی در سال 1946 برنده جایزه نوبل ادبیات شد ، اما در روزهای منتهی به مراسم اهدای جوایز ، وی بیمار شد و به ناچار در سوئیس ماند. او به عنوان یک آلمانی خجالتی ، درباره لزوم رد کردن گفت: “هسه 85 سال داشت و در آن روز در تابستان 1962 در سوئیس درگذشت.”

به گزارش مجله سلامتی ایران ، این روزنامه ایمان وی نوشت: “زندگی همه مسیری باریک و بادگیر است. هرمان هسه گفت که هیچ کس نتوانسته است او را کاملاً پایین بیاورد. او در تابستان 1877 در یک خانواده پروتستان در کاهلو ، آلمان جنوبی متولد شد و بیشتر دوران کودکی و نوجوانی خود را فرا گرفت. و هنگامی که با شناسنامه آشنا شد و به امید دستیابی به حقایق بزرگتر از آن که پدرانش نسلی به نسل دیگر تکرار کنند ، راه دیگری را در زندگی خود برگزید: او فرهنگ و اعتقادات مردم شرق و غرب جهان را مطالعه و تحقیق کرد و با اعتقاد برخی از چینی ها و هندی ها همدردی کرد ، اما ریشه آنها پروتستانتیسم بود. در اعماق خاک ، او در کلین و واگنر نوشت: “همه اینها توسط بودا و شوپنهاور به عیسی و سنگهای یونانی شیمونی آموزش داده شد. “فقط یک خرد ، یک ایمان و یک فلسفه وجود دارد: دانشی که خداوند در ما دارد و این واقعیت که آنها در مدارس ، کلیساها ، کتاب ها و قانون فضیلت متحیر و تحریف شده اند.”

گفته می شود – و نمونه های دیگری نیز برای اثبات این امر وجود دارد – که به دلیل سختگیری در مدرسه اجباری و معلمانش در مدارس دینی بود که وی از دین سرخورده شد و شورش را تحریک کرد. از آنجا که او نمی خواست مانند پدرش واعظ مذهبی باشد ، از آسایش پناهگاه و مسیری امن که برای آینده خود ترسیم کرده بود ، دور ماند و از مشاغل مختلف ، از کار گرفته تا کتابفروشی ، لذت برد. او حداقل 14 رمان تألیف کرده است و در تمام این رمان ها او داستان زندگی خود را با تنوع جزئی بازآفرینی کرده و روایت کرده است و معتقد است که “داستان همه ، هر چقدر هم ناچیز باشد ، پر از چیزهایی است که باید در مورد آن فکر کنید.”

خبر مرتبط:  پریدن از خرک بی‌آبرویی! - مجله سلامتی ایران

اولین رمان او ، پیتر کامینزیند (1904) ، داستان نوجوانی را روایت می کند که به مظلومیت خانه و رفتارهای ناهنجار پاسخ می دهد. در دامیان (1919) و نرگسوس و گلدموند (1930) كه هر دو یكی از بهترین آثار او هستند ، او با دنیای تجربه و اكتشاف و دنیای بی گناهی و خاموشی روبرو می شود و داستان سفر در سیذارتا (1922). خودش را نمایندگی کرد. صادقانه بگویم ، گرگ کویر (1927) را که سالها پیش احتمالاً عجیب ترین و خاص ترین رمان او بود ، خوانده ام و کاملاً در مورد آن چیزی نفهمیدم ، اما طبق گفته های مارینا هانت (سایت گردشگری فرهنگ) هسه ، این از انسان معاشرت گرفته تا ارزش های مشترک کلاس است. آنها میانگین پرخاشگری و ضرورت زندگی اجتماعی را نسبت به مفاهیمی چون همزیستی و بهزیستی گله ها کاهش دادند. Game of Beads Beads (1943) که همچنین به عنوان آخرین رمان کامل وی شناخته می شود و حاوی اثری از ایده های نیچه است ، نه در آلمان بلکه در سوئیس با تاخیر چند ساله منتشر شد زیرا ، پس از مخالفت عمومی با سدیم نازیسم ، ناشران آلمانی از پذیرش نوشتارهای او خودداری کردند.

وی در سال 1946 برنده جایزه نوبل ادبیات شد ، اما در آستانه مراسم جوایز در سوئیس بیمار شد. وی متنی را برای معتمدان جوایز نوشت که در آن از لزوم صلح ، عقلانیت و تمدن جدید و جهان بر روی این دو پایه و لزوم رد نژادپرستی و جنگ سخن گفت. “هسه 85 ساله بود و در آن روز در تابستان 1962 در سوئیس درگذشت.”

خبر مرتبط:  میزِ مسئولین و انتخابات؛ قدرت همه چیز زندگی ماست!

انتهای پیام