برج‌های قناس من – مجله سلامتی ایران

تا انتهای یک سوم صاف می شود ، اما بعد می چرخد ​​و کم کم باریک می شود. از نظر معماری باید جالب باشد. با این حال ، من شنیده ام که بعضی از افراد این کار را زننده می دانند. به نظر می رسد طراح گمشده و سرزنده است. از این تعداد برج در تهران ، شاید مدرن و احتمالاً خانا (بسته به حکم مردم) وجود دارد ، و آنها به اشکال مختلف وجود دارند. بعضی اوقات نوشتن را رها می کنم. یک فنجان چای یا قهوه می گیرم و از پنجره به برج برج عظیم با معماری منحصر به فرد آن نگاه می کنم.
من معمولاً به این فکر نمی کنم که هزینه ساخت آن چقدر است یا سازنده چقدر هزینه کرده است. باید برای من بیش از حد باشد. اما فکر می کنم من و سازنده یا سازندگان این برج مشترکات مشترکی داریم. به همین ترتیب ، اگر تعریف کسانی که برج خان را می خوانند درست باشد ، به نظر می رسد که هر دو در ساخت برج ، مسیر و مقصد یکسانی را در پیش گرفتیم. حتی اگر می دانستیم مشکلی در کار مهندسی ما وجود ندارد ، اما به کار خود ادامه دادیم. ما با خود یا دیگران اشتباه گرفته ایم.

در طول یادگیری کرونا ، مانند بسیاری از افراد ، اوقات فراغت بیشتری دارم ، وقت بیشتری را در خانه می گذرانم و اوقات نسبتاً منظمی را می نویسم. من سبک خاصی را دنبال نمی کنم. من داستان می نویسم ، گاهی مقاله و یادداشت ، گاهی ترجمه. و تجزیه و تحلیل ، من گاهی شعر می نویسم ، و اخیراً ، به عنوان یک ترانه سرا ، شروع به خواندن شعر ، آهنگ هایی کردم که حتی آنها را نچشیدم. من روزنامه نگار نیستم ، با نشریه ای غیر از آنچه بطور منظم و ماهانه به كورگدان می فرستم و كانون تحریریه شهید بهشتی كه مدتی به نوعی پاك كننده بوده است ، همکاری نمی كنم. می توانید با آن وقت بگذارید.
مواردی که بیشترین سود را برای شما خواهد داشت. حداقل منفعت ملموسی داشته باشید. این می تواند پولی باشد که شما خرج می کنید یا سرمایه گذاری می کنید ، یا می تواند یک سند علمی باشد که می توانید برای بدست آوردن صندلی به آن اعتماد کنید ، یا حداقل می تواند یک منبع شهرت باشد که می توانید برای آن به رخ کشیده و آینده بسازید. هیچکدام از اینها ، و من به جای بسیاری از فعالیتهای مفید و مفید دیگر ، در کنار میز روی صفحه کامپیوتر نشسته ام و کلمات را مرتب می کنم. اگر بگویم از آن لذت می برم ، دروغ نمی گویم ، اما چیزهای زیادی وجود دارد که می توان از آنها لذت برد. اگر قرنطینه مانع رفتن کسی به باشگاه های ورزشی یا خیابان یا مهمانی و برخاستن شود. با دیگران امکان تماشای فیلم و نوشتن مقالات علمی و دسترسی به فضای سایبری وجود دارد. خیلی چیزهای دیگر امکان پذیر است. چیزهایی که بیشتر از بیکار ماندن و هدف قرار دادن یک کاغذ سیاه لذت بیشتری دارند.

خبر مرتبط:  می‌توانستیم گل‌های بیشتری به نیروی هوایی بزنیم - خبرگزاری آنلاین | اخبار ایران و جهان

نویسندگان مانند سایر هنرمندان می دانند که این روزها هیچ روز خوشی وجود ندارد. درست است که آسمان همیشه کشتی استاد هنر را شکسته است ، اما هر از گاهی آسمان ابری است. متأسفانه این روزها بسیار ابری است. اومینگ که از آن چیزی بیرون بیاید که شما آن را کنار هم قرار دهید … شما اعتراض کارت را از بالا به پایین دارید. منتقد درونی لجباز و سرسخت همیشه با لذت خلق یک اثر هنری سازگار نیست و هرچه پیرتر می شود ، این عدم تطابق بیشتر می شود. ترکیبی از شادی و رنج و عذاب و گاه لحظه ای که قلم را روی میز می گذارد یا از پشت کامپیوتر بیدار می شود ، از نتیجه کار خود ناراضی می شود. تا اینجا کار به عهده خود شخص است. به هر حال می توانید امتحان کنید ، اما می توانید با خود مذاکره کنید ، اما وقتی کار باید به دیگران ارائه شود ، یک اژدهای هفت سر در مقابل شما قرار می گیرد و به سر یکدیگر ضربه می زند. کسانی که به کارت افراطی اعتراض دارند ، که کارت ظریف را درک نمی کنند اما آن را درک نمی کنند و در تمام سختگیری های آن مشارکت دارند ، از اثربخشی تأثیر به شما می گویند و شما را تشویق می کنند ، اما هیچ تضمینی برای آینده کارت به شما نمی دهند. آنها می گویند شانس خود را امتحان کنید. همین.
نهایت استقامت ، صبر و شجاعت کتاب هایی هستند که هزار و کمتر تیراژ دارند و از آن پس قیمت پشت جلد خوانندگان را شگفت زده کرده است. برای داشتن صبوری در مورد همه اینها پشتکار زیادی لازم است. اما او به دنبال این فاجعه است که احتمالاً تلخ ترین فاجعه است. همه اینها برای دنیا انعطاف پذیر و حیات آور است و شما به جایی رسیده اید که از آنچه می نویسید به شدت خسته می شوید ، بنابراین می توانید عقب و جلو بنویسید و از جادوی تبلیغات اغواگر لذت ببرید. یک مکاشفه شوم از سالها تجربه تلخ و این احساس دردناک که آنچه برای مدت طولانی روی کاغذ می گذارید برای شما مناسب نیست. این برای دیگران است اما برای شما نیست. این برای کسانی است که دوست دارند این نوع نوشتن را بخوانند. مخصوص کسانی است که دوست دارند چنین نوشته هایی را بخوانند. به قاضی انتشارات. به هر حال کتاب باید برای عموم خوانندگان خریداری شود. تمرکز بر روی حجم و قیمت پشتی که خواننده را نرم نمی کند. تا در ممیزی طولانی نمانید و بهبود نیابید. این باید بورزد و نوشته های شما را به شرکت ها و دادگاه های تبلیغاتی ارائه دهد. استعدادها و روحیه هنری شما مانند تکه های گوشت فداکاری است که از طرفهای مختلف پاره شده است و در واقع هیچ چیز برای بهزیستی ذهنی خود شما باقی نمی ماند.

خبر مرتبط:  دردسر ۱۴ میلیاردی پرسپولیس - مجله سلامتی ایران

من این روزها فرصتی دارم و ترس روز افزون از تاج همیشگی است. من در خانه می مانم و مرتباً می نویسم. بعضی شب ها و بعضی صبح ها. در حال حاضر س questionsالاتی از ذهن من عبور می کند. من هیچ جوابی ندارم من با تنگی نفس در یک تونل بلند و پرحرف راه می روم و نمی دانم چه موقع تونل تمام می شود و به کجا پایان می یابد. من در کلمات سم مرحوم هدایت نوشته ام ، اما فکر می کنم حقیقت را گفته ام. ممکن است کمی بدبینانه گفته باشم اما به هر حال حقیقت را گفتم. بسیاری از پرونده ها ، سرد و بی صدا ، روی میز کار بسیار کاغذی یا دسک تاپ کامپیوتر هستند ، اما گواه تلخی و ناراحتی این ادعا است. با این حال ، معتقدم باج خواهی ایده خوبی نیست. برای اینکه کاملا سیاه باشد ، می توانم صادقانه بگویم که نکات واضحی بین این تلخی و فروپاشی وجود دارد. مبهم و تخیلی و غیر منطقی است ، اما حضور آن چنان قوی و جذاب است که بر همه چیز تأثیر می گذارد. هیچ چیز پیچیده ای نیست.
این نیازی به توضیح ندارد. کوتاه است و در یک جمله جای می گیرد. من در حال نوشتن هستم. اینه من از وقتی خودم را شناختم می نوشتم و امروز هم می نویسم. آیا زمانی هست که یک عقل سلیم و درک عمیق تری از اوضاع مجبورم کند دست از نوشتن بردارم و کارهای دیگری انجام دهم؟ ممکن است وجود داشته باشد. هیچکس آینده را نمی داند ، اما این آینده سالهاست که نیامده و اکنون مرا تنها گذاشته است. من ادامه خواهم داد تا او بیاید ، و اگر او بیاید – اگر او بیاید – آنگاه سرنوشت را ترک خواهم کرد. خوش بینانه ترین جنبه این است که وقتی گذشته ام را مرور می کنم احساس ناراحتی نمی کنم. من از ساختن برج و صندلی نگرفتن و از دست دادن افسران پشیمان نیستم. من قطعاً طرد شده ام ، و این ممکن است قدرت و وابستگی زندگی من باشد. از زمانی که خودم را وقف سیاه نمایی دائمی کاغذ کردم ، پشیمانم. فکر می کنم این یکی از معدود لحظات با ارزش زندگی من است. بنابراین ، از آنجا که هیچ چیز برای از دست دادن نیست ، و تا زمانی که آینده به پایان برسد و دگرگون شود ، به گفته عارف ، دم را تسخیر می کنم.

خبر مرتبط:  برگزیدگان پنجمین جشنواره رسانه‌ای ابوذر استان بوشهر معرفی شدند - خبرگزاری آنلاین | اخبار ایران و جهان

تخیل همیشه چیز بدی نیست. علاوه بر برج های شبانه روز از گوشه گوشه شهر ، ممکن است تصور شود برج ها و استحکامات نیز برداشته می شوند. فکر می کنم زشت و مطبوع یک زن است. بگذارید من یک مهندس ، معمار ، کارگر ، سازنده ، فروشنده ، خریدار و اولین و آخرین سرنشین باشم. غیر منطقی نیست که شما را با حال خود داشته باشیم. از این گذشته ، آیا افرادی مانند من در برج هایی که دیگران ساخته اند زندگی نمی کنند زیرا آنها خودشان را می شناسند؟ هر کتاب ، هر مقاله ، هر یادداشت و هر شعری که در طول این سال ها خوانده اید و موجب سلیقه و خلاقیت شما شده است ، شما را به یک نتیجه نمی رساند؟ برج هایی که از نظر طراحی مدرن و در دستان سازنده ، آجر به آجر در کوره شک و تردید هستند ، س questionsالات بی پاسخ و حرکات روح پخته شده در تونل های تاریک بی نهایت است.